تولد ساینا
جمعه 19 مهر ساعت 3 با روشای گلم نشستیم تو ماشین به سوی شهران که برای من مثل مسافرت بود، راستش تا اون روز اون قسمت شهر نرفته بودم ، از همت رفتیم تا ته ته که فلش به سمت شهران داشت و البته من رد کردم و از دهکده المپیک دور زدم تا رسیدیم و از اون جا که دوست خوبم سیران آدرس قبل از عوض شدن اسم خیابون هارو بهم داده بود 12458 بار شهران رو بالا و پایین کردم تا به اندازه عمرم بشناسمش ( حالا یه شهران شناسی شدم من...) بالاخره رسیدیم ، ساینا ی گلم خیلی قشنگ اومد جلوی در و منو یادش بود تولد به من و روشا خیلی خوش گذشت ، دوستای گل کلوب هم بودن که از دیدنشون خوشحال شدم روشا هم اولش حاضر نبود کتش رو دربیاره اما بعد با پریناز حسابی رقصیدن و آخر مجلس با ...








