روشاروشا، تا این لحظه: 16 سال و 5 روز سن داره
روهانروهان، تا این لحظه: 10 سال و 4 ماه و 14 روز سن داره
رایینرایین، تا این لحظه: 6 سال و 4 ماه و 28 روز سن داره

روشا نوری از بهشت

همه لحظاتم زیباست و گاهی دوست دارم درباره آنها اینجا بنویسم.

روزانه های من با تو

1392/2/3 8:36
نویسنده : مامان روشا
366 بازدید
اشتراک گذاری

صبح ها  می خوابی تا هر موقع که دلت خواست بعد با بابا می یای دم مهد و به من زنگ می زنید تا من بیام و ببرمت مهد تو ماشین هم کلی با هم بازی می کنیم و باز هم موقع جدا شدن کمی بهونه گیر می شی که راستش من این بهانه گرفتن هاتو دوست دارم گلکم بهونه هایی که خودم هم دارم صبح ها که ازت جدا می شم همش به بهونه ای فکر می کنم که بیشتر پیش تو باشم .

وقتی کاری می کنی که من ناراحت بشم می یای دستهای کوچولوتو می اندازی دور گردن من و می گی "دخترم قربونت برم ناراحت نباش بخند" دقیقا دیالوگ های منو موقع نوازش هام بهم پس می دی.

هی می گی مامان گوش کن صدای گلهای بهاری می یاد ... منم گوش می کنم و گوش می شوم و چشم می شوم برای تو ...

بازی این روزهای ما مهمون بازیه، تق تق تق کیه ؟ منم مامان روشا ، بفرمایید ، چای بخورید، نی نی تون کو؟

... تا زمانی که واقعا در بزنم و بیام خونت مهمونی دخترکم

 

دایی مجتبی رفت مکه دانشجویی، ان شاالله سلامت برگرده و با کوباری از معرفت الهی که به نظر من این تنها بهانه مکه رفتن هست.

دیروز تو خیابون می دودی و من از ترس چشم ازت برنمی داشتم و می گفتم روشا بیا آقا دزده می یاد ها و تو بر و بر تو چشمهای آقایی که از جلوت رد می شد نگاه کردی و گفتی سلام آقا و اون آقا خیلی مهربون باهات سلام و احوال پرسی کرد ، بعد رو کردی به من و گفتی دیدی آقا دزده نبودبازنده

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

آیدا مامان ویهان
4 اردیبهشت 92 10:18
ای جونم چه بامزه گفته دیدی آقا دزده نبود. عزیزم شیطون بلا
مریم مامان محمد رضا
4 اردیبهشت 92 11:26
درکت میکنم واقعا دل کندن از این وروجکها خیلی سخته . هرروز صبح دنبال بهونه ای هستم که سرکار نرم و دوردونه ام کنارم باشه.

انشاالله که بسلامتی برگرده.

وا این چه حرفیه . بچه رو میترسونی . بذار راحت با مردم ارتباط برقرار کنه


ممنون مریم جون آخه روشا فکر می کنه باید با همه ادم ها حرف بزنه
وفا مامان پارسا
4 اردیبهشت 92 11:42
چقدر خوشم اومد از کار روشا ایول
تصورش که می کنم خنده ام می گیره چه خوب ضایع شدی مامانش.. خدا حافظ این دخترک شیطون باشه


چه خاله ای هستی همش طرف روشا رو می گیری

نه خیر یارو همچین نگام می کرد داشتم از خجالت می مردم
مریم مامان آریا
7 اردیبهشت 92 8:24
ای جانم دختر دوست داشتنی خدا حفظش کنه این شیرین زبون رو
مگه از ماشین و موتور نمی ترسه ؟ اگه نمی ترسه که هیچی ولی اگر نه خوب می گفتی الان ماشین یا موتور می زنه بهمون
پسر شجاع من تا بهش می گم موتور میاد الان یا ماشین بدوووووو میاد پیشم
ای جانم از بس شجاعه
البته درستش اینه که بگم پسرم بسیار محتاطه ( یک مادر حافظ شخصیت بچه )


سلام عزیزم نه اصلا نمی ترسه از هیچ موجودی مگر گاهی از آقادزده و این طوری هم منو ضایع کرد