کتاب های مامان
کتاب خوندن برای من مثل آشپزی می مونه منو می بره تو خیالاتی که که توش می تونم هر کسی رو اون طور که دلم می خواد تصور کنم بدون عذاب وجدان قضاوتش کنم و حل بشم توی کلمه کلمه اون، کتاب مثل دوستای خوبم می مونن باهاشون می خوابم ، بیدار میشم و هی غرق میشم ، من عاشق این غرق شدنم حسابی
تازگی بعد جدیدی از کتاب ها رو شروع کردم که حس و حال عرفانی قشنگی داره فعلا با اون ها زندگی می کنم و دخترک شیطونم که نمی ذاره تو خونه کتاب دست بگیرم
مامان کتاب بده بخونم
نه مامان برای شما نیست
برای کیه؟
برای مامان مخصوص منه و من باید بخونم شما باید کتاب های خودتو بخونی
چرا؟
؟

مامان برام بخون
دخترم این برای شما نیست
حالا یه کوچولو بخون...
و من شروع می کنم خواندن کتاب بلند بلند و روشا می رود توی اتاقش گرم بازی با اسباب بازی و من وقت غنیمت دارم تا یک صفحه دیگر بخوانم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی





کتاب های مامان
