فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز
روشا نوری از بهشت
روشا نوری از بهشت
ماشاالله لاقوه الا بالله
تاريخ : جمعه 10 دی 1395 | نویسنده : مامان روشا
بازدید : 71 مرتبه

امروز دهم دهمین ماه سال تولدم هست و من خیلی خیلی شاکر خدایم برای بودنم هستم، برای بودن با بچه های عزیزم و همسر مهربانم برای همه این ها تمام عمر شکر کردن هم کم است می دانم!

یه تولد ساده چهر نفره گرفتیم، کیک خودم پختم و با روشا تزدین کردیم با کرم کاکائو و کنجد!! کلی هم عکس و قیلم گرفتیم، روشا کادو بهم دوتا صدف که از قشم آورده بود داد، خیلی ذوق کردم واقعا

دیروز واکسن 6 ماهگی روهان و 6 سالگی روشا رو زدم تا شب درگیر گریه هاشون بودم! هفته قبل هم بعد مدتها از بارداری و نی نی داری رفتیم قشم که واقعا سفر عالی بود و همسر مهربون خیلی سنگ تموم گذاشت ...

روزهای دیگه هم تند تند می گذره واقعا باورم نمی شه روهان 6 ماهه شده و روشا پیش دبستانی

خدای بزرگم کمکم کن بنده خوبی برات باشم و بتونم این امانت ها رو به بهترین شکل بزرگ کنم.

 

آمین

 

 



موضوع : روشا نوشته هایم
تاريخ : يکشنبه 7 شهريور 1395 | نویسنده : مامان روشا
بازدید : 164 مرتبه

روهان عزیزم توی مرداد ماه وارد سه ماهگی شد و واکسن دوماهگی رو زد که کمی بیتابش کرد اما شکر خدا زود خوب شد.

 

روزهایی که مامان می ره دانشگاه پسرم مثل اقاها پیش باباش می مونه.

 

5 شهریور هم روهان اولین عروسی عمرش رو رفت که عروسی خاله هانیه بود. ان شاالله دامادی پسرم

در ضمن 5 روزه پسرک به سختی پستونک می خوره . نوش جونت



موضوع :
تاريخ : جمعه 25 تير 1395 | نویسنده : مامان روشا
بازدید : 161 مرتبه

از وقتی روهان دنیا اومده روشا خیلی شوق و ذوق داره واقعا برادرش رو دوست داره اما متاسفانه دلش می خواد کارهای بزرگ ترها رو انجام بده و همین باعث میشه گاهی کارهای خطرناک کنه.

البته الان می تونه نشسته برادرش رو بغل کنه و یا گاهی اونو روی پاش بزاره و جالبه روهان وقتی گریه می کنه با شنیدن صدای روشا آروم میشه.

روهان امروز 28 روزه شد که روزان نوزادیش به سر اومد، دلم می خواد از تک تک ثانیه های با اون و روشا بودن استفاده کنم چون می دونم بچه ها زود بزرگ می شن و دلم برای این لحظه ها تنگ میشه.

امروز برای سومین بار روهان رو با روشا بردیم حموم.



موضوع : روشا نوشته هایم
تاريخ : شنبه 19 تير 1395 | نویسنده : مامان روشا
بازدید : 163 مرتبه

روز 12 ماه مبارک رمضان آقا روهان داداش روشا خانم به دنیا اومد و بار دیگه با ورود یه وروجک دیگه زندگی ما قشنگ تر شد.

واکنش روشا در برابر برادرش واقعا جالبه هم خیلی خیلی دوسش داره و هم واقعا نمی دونه باید چیکار کنه می خواد همه کارهای منو تقلید کنه که این وسط یه کارهایی هم می کنه که گاهی شیرینه و گاهی خطرناک.

خدای مهربون رو برای همه این لحظات شکر می کنم.

 



موضوع : روشا نوشته هایم
تاريخ : چهارشنبه 4 فروردين 1395 | نویسنده : مامان روشا
بازدید : 254 مرتبه

بهار 95 هم مانند فصل های دیگر به موقع از راه رسید، دخترکم حسابی شوق و ذوق هفت سین و ماهی داشت و مدام تا عید لحظه شماری می کرد، این ششمین بهاری بود که دخترک در کنار سفره هفت سین ما رنگ و بویی قشنگ بخشیده بود هر چند همان لحظه خواب خواب بود و بیدار نشد.

 



موضوع : روشا نوشته هایم
تاريخ : چهارشنبه 12 اسفند 1394 | نویسنده : مامان روشا
بازدید : 207 مرتبه

این روزهای زمستانی که روشای عزیزم مهد نمی ره و کلا پیش خودمه این قدر برام عزیزه که دلم می خواد حسابی کش بیان هر چند آزمون جامع دارم و خیلی مشغول درس خوندن هستم اما بودن این فرشته خوش صحبت آرامشی بهم می ده وصف نشدنی که خدای بزرگم رو بخاطرش هزاران بار شاکرم.

اینقدر این وروجک بزرگ شده و حرف های قلمبه سلمبه می زنه که من مات و متحیر نگاهش می کنم و روزهایی رو به خاطر می یارم که برای ساده ترین کار هم با ایما و اشاره نمی فهمیدم چی می گه... روشا نوری از بهشت هست که شاید توی تاریکی دلم درخشید و الان من از گرمای این نور شادم

می شینم درس بخونم اب می ریزه می یاره دستم می ده و خودش کنارم می شنه نقاشی می کشه و درس می خونه و تا ساعت 9 شب می شه صدام می کنه تا با هم هایدی ببینیم و بعد دوست داره نقش هایدی و کلارا رو با هم بازی کنیم و البته باید یه بستنی هم وسطش خورده بشه!

مدام با داداش کوچیکش که الان با تکون هاش بیشتر و بهتر حسش می کنیم حرف می زنه و چقدر براش نقشه کشیده. لباس های نوزادی رو می یاره و نگاه می کنه و قربون صدقه برادرش می ره که مثل ماهی در حوض دلم شنا می کنه.

گاهی دلش برادر بزرگتر از خودش می خواد و گاهی خواهر هم هوس می کنه که البته سه تا باید داشته باشه.

ماهی کوچولوی ما حتما می دونه چه خواهر عزیزی داره.

خوشحالم و خدایم را شاکر



موضوع : روشا نوشته هایم
تاريخ : يکشنبه 27 دی 1394 | نویسنده : مامان روشا
بازدید : 276 مرتبه

این روزهای سیندختم پر شده از شادی برای انتظار یک خواهر یا برادر دیگر

روزهایی که من حالم چندان مساعد نیست و دخترک خوب می داند کودکی که درونم پرورش می یابد به زودی همبازی لحه هایش خواهد شد( ان شاالله)

روزهایی که من فکر می کنم ایا دوباره می توانم کودکی را به عظمت روشا دوست داشته باشم؟ مگر قلب چقدر گنجایش دارد؟

روزهایی که ناخوشی های طبیعی صبحگاهی تا شامگاه هم ادامه دارد و دخترک مدام آدامس و بستنی تعارفم می کند....

خدایم را بابت تک تک این ثانیه ها شاکرم

برای روشایم که همیشه روشنایی زندگانی من بوده.



موضوع : روشا نوشته هایم
تاريخ : جمعه 8 آبان 1394 | نویسنده : مامان روشا
بازدید : 356 مرتبه

داشتنت حس دریاییت که از رودهای الهی سیراب می شود دخترکم

نمی توانم شکر خدایم را به جا بیارم من ضعیف تر از آنم 

خدایم! شکرت برای بودن روشا خوبم

برای داشتن روشای نازنینم

برای لطف بی نهایتت که در من جاریست

----------------------------------------------------------------------

تولد گلم در محرم حال و هوای دیگری داشت یاد خانم رقیه در دلم آشوب داشت

ای آقای کشتی نجات!

خودم چه ارزشی دارم؟

دخترم فدای سه ساله تان

در پناه خودت  امنش ساز و با عشق خودت تربیتش نما



موضوع : روشا نوشته هایم
تاريخ : چهارشنبه 22 مهر 1394 | نویسنده : مامان روشا
بازدید : 416 مرتبه

دومین سال هست که تولد عزیزم تو ایام محرم می افته و من به احترام آق و مولایمان جشن تولد دخترک رو زودتر برگزار می کنم، امسال به خاطر تراکم تولد ها در مهد دقیقا آخرین روز ذی حجه افتاد. البته صبح ساعت 9 تا قبل از اذان ظهر باشه.

خیلی به دخترم خوش گذشت مخصوصا که عاشق تولد و کیک و شع هست، به درخواست خودش کیک سیندرلا گرفتیم و یه جشن ساده و قشنگ در مهد برگزار شد.

ان شاالله در پناه آقا امام حسین باشی همیششه دخترم



موضوع : روشا نوشته هایم
تاريخ : چهارشنبه 25 شهريور 1394 | نویسنده : مامان روشا
بازدید : 392 مرتبه

عشق فرزند یک چیزی مثل جبر می مونه، از ائن لحظه ای که می فهمی بارداری یک عشقی درونت شکل می گیره که با بزرگ شدن بچه بزرگ تر می شه و وقتی اولین نگاه رو به صورت معصومش می اندازی کامل و کامل تر میشه.

این حس مادری همیشه هست، آدم بچه اش رو در هر شرایطی دوست داره حتی اگه از نظر دیگران زشت و شیطون و بد بیاد اما عزیز مادرش می شه . به نظرم همه مادرهای طبیعی این طورین یعنی طبیعت آدم هاست....

خوب منم مستثنی نبودم، من روشای نازم رو قد تمام دوست داشتنی ها دوست داشتم و انگار قلبی جدید پیدا کرده ام که بیرون بدنم می تپه.. اون موقع ها من بودم و طبیعت مادرانه و بچه ام مثل همه مادرها در همه جای دنیا ختی مثل پرندگان و حیوانات که گاهی صحنه های مادری کردنشون اشک به چشم آدم می یاره

از یک روزی به بعد که تصمیم گرفتم سبک زندگیم رو عوض کنم و مدار زندگیم رو از روی خودم بردارم و به خدایم انتقال بدم این نگرس من عوض شد... حالا خودم را کسی می دونم که خدا فرشته ای در دستانش قرار داده و گفته باید به بهترین نحو تربیتش کنی، باید مراقب رفتارها و نگاه ها و لقمه و همه حالاتت باشی تا لایق تربیت این فرزند باشی.

تو قرآن خدا می فرماید هر کسی را بخواهیم هدایت می کنیم و هر کس را بخواهیم در گمراهی رها می کنیم و به نظر من ارزش یک مادر این جا مشخص می شه که چقدر وسیله هدایت فرزندش بوده، چقدر این فرزند رو آگاه و متدین بار آورده، چقدر تونسته معارف ناب و ریز اسلامی رو بهش منتقل کنه، خیلی چیزها که حتی خود مادر هم بلد نیست....

 

اما خدای مهربان ما می فرماید شما به آنچه می دانید عمل کنید آنچه نمی دانید به شما یاد داده خواهد شد و من شروع کردم عمل به چیزهایی که می دانم.....

 

خدایا ! دستم بگیر و راهم ببر

سیندختم در 4 سال و 11 ماهگی



موضوع : روشا نوشته هایم
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 23 صفحه بعد
درباره وبلاگ

الحمد الله رب العالمبن روشای عزیزم 8/8/89 توی بیمارستان پاسارگاد تهران پا به این دنیای قشنگ گذاشت و زندگی من و باباش رو قشنگ تر کرد.

موضوعات
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
صفحات جداگانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 2 نفر
بازديدهاي امروز : 10 نفر
بازديدهاي ديروز : 32 نفر
بازدید هفته قبل : 192 نفر
كل بازديدها : 164173 نفر
امکانات جانبی
KoodakMedia.com


كد ماوس

آیه قرآن