فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز
روشا نوری از بهشت
روشا نوری از بهشت
ماشاالله لاقوه الا بالله
تاريخ : پنجشنبه 6 شهريور 1393 | نویسنده : مامان روشا
بازدید : 5 مرتبه

دخترم! سالها آرزو می کردم این چنین صدایت کنم.

روزها برایت در خیالم مو می بافتم و برایت صحبت می کردم.

و حالا خدای بزرگم خیالاتم را در وجود نازنین روشا چه زیبا، چه بیشتر و بهتر از خیالم تجسم کرده است.

هیچ چیز لایقی ندارم برای شکر گذاری.....

شکرگذاری بودن تو

حرف زدن ها، دویدن ها، لبختد ها و تمام ثانیه ثانیه با تو بودن......

چه روزی بهتر از امروز؟

میلاد بهترین دختران بهترین خواهران، فاطمه معصومه(ع)

همسایه سایه ات به سرم مستدام باد
 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

چند روز پسش سیندختم یه تل و چوب پروانه ای توی مغازه دید و گفت براش بخرم، اصرار هم کرد اما چون دوست ندارم هر چیزی رو هر چند ارزون راحت داشته باشه و دیگه ارزشی براش نداشته باشه نخریدم....

دیروز یه مناسیت روز دختر براش خریدم و گذاشتم تو کمد که امروز بهش بدیم، اما دیروز تا ار خواب بیدار شد گفت مامان من دختر خوبی هستم و بعد از تایید من گفت پی بریم اون تل رو بگیریم و من دیدم بهترین موقع هست که بهش بدم......

خیلی خیلی خوشحال شد

خدارو شکر



موضوع : روشا نوشته هایم
تاريخ : دوشنبه 3 شهريور 1393 | نویسنده : مامان روشا
بازدید : 6 مرتبه

امروز خالم خوب نبود اگه ایمانم به حکمت و رحمت بی انتهای خدا نبود شاید هنوز هم داشتم گریه می کردم نمی دونم شاید الکی خودم رو آروم کردم.

امروز تو مجله مددکاری مطلبی درباره آسیب های خیلی خیلی وحشتناک و بدی که توی همین شهر خودمون که با کلی فکر و خیال ازش رد می شیم هست آسیب هایی برای بچه های زیر 10 سال فجایعی مثل تجاوز و تعرض هزار جور اعتیاد و آوارگی و گرسنگی و در آخر بزه کارایی می شن که ما هر نوع مجازات رو حق اونها می دونیم ...

واقعا کودکی که تو خیابون کار می کنه و می خوابه چقدر می تونه در آینده یه شهروند خوب و محترم بشه...

چقدر می تونه درست زندگی کنه وقتی توی 5 سالگی بهش تجاوز می شه و معتاد به شیشه می شه؟

اگه خیلی شانس بیاره یه بزهکار مثل همون هایی نشه که این بلاها رو سرش آوردن.......

خیلی حالم بده....

وقتی توی ترافیک موندم و یه یچه کوچک با نگاه معصومش برای خرید یه بسته دستمال کاغذی بهم خیره میشه تمی دونم کار درست خریدن هست یا رد شدن؟؟؟؟؟؟

می دونم باید کاری کرد

همه می دونیم اما دریغ....

الیته مسلما این مسائل به خاطر طیف وسیعش نمی تونه کار یک نفر دو نفر باشه اما آیا الان که دولت کاری نمی کنه ما هم باید یشینیم....

خدای بزرگم کمکم کن ...درد دارم کمک کن درد کودکان جامعه را حداقل کم کنیم

سازمانی جهت کمک به کودکان کار هست که برای آموزش و تغذیه این بچه ها کارهای مفیدی انجام می ده خدا یاورشون باشه

از همه دوستان خوبم که لطف می کنن و منو می خونن می خوام برای سلامتی و خوشبختی این بچه ها دعا کنن

الهی به حق سه ساله آقامون حسین پناه تمام بچه ها باش



موضوع : برای خودم
تاريخ : جمعه 31 مرداد 1393 | نویسنده : مامان روشا
بازدید : 6 مرتبه

مي خواستم هر روز با بزرگ شدنت بنويسم تا يادم بماند شوقت را از درآمدن لوبيايي كه كاشتي  ، از اولين روزي كه يك كارتون رو دنبال كردي و از داستانش به هيجان اومدي

از  برخوردتت  با عروسك هات با من با پدرت

از دقتي كه روي آدم ها و حرفهاشون داري اينكه خيلي زود ياد مي گيري و در جاي مناسبش تقليد مي كني

تينكه حالم رو مي پرسي همه جا باهام مي ياي و مي گي من جوجه اردكتم 

اين قدر حرفها بود كه حوصله و حافظه نوشتن از دست رفت اما قول مي دم بنويسم برايت عزيزم



موضوع : روشا نوشته هایم
تاريخ : پنجشنبه 23 مرداد 1393 | نویسنده : مامان روشا
بازدید : 10 مرتبه

بعد از يك ماه و نيم تو خونه بودن از شنبه بردمت مهد دانشگاه خودم

روز اول كه باهات تو مهد موندم توي اتاق ،ناهارخوري،اتاق بازي و خدارو شكر از مهد و تميزيش خيلي خوشم اومد

از يكشنبه هم خودت بدو بدو مي ري مهد

خداي بزرگم رو شكر مي كنم

يكشنبه بهت قول داده بودم ببرمت معلم هامو ببيني

واي كه همه از ديدنت كلي ذوق كردن

استادهام مدام ازت حرف مي زنن

الان يك هفته اس داري ميري مهد 

صبح با هم مي ريم و عصر بر مي گرديم

 



موضوع : روشا نوشته هایم
تاريخ : شنبه 18 مرداد 1393 | نویسنده : مامان روشا
بازدید : 10 مرتبه

گذاشتم خيلي ازش بگذره بعد درموردش بنويسم

بهتم فروكش كنه كه وقتي سالهاي بعد اين متن رو مي خوني ترس الان توام تبديل به آرامش و سكون بعد طوفان بشه

ترسي كه از اون شب تو وجود قشنگت مونده

آخرين جمعه ماه شيرينم  ماهعزيز كه هر چند نتونستم حقش رو خوب ادا كنم اما شب و روزش رو  نفس مي كشيدم 

وقتي بعد از چهار ساعت از خونه مامان جون برگشتيم

در شكسته بود و وسايل قيمتي ربوده شده بود

طلاها سكه و لبتاب و دوربيني كه از روز اول تولدت هرروز ما من لحظه هاي باليدنت رو ضبط مي كرد

اول بهت و بعد ترس و الان به لطف خداي عزيزم ارومم

اما تو سيندختم هنوز ترسي بد تو وجودته

ترسي كه دختر نترس ى سر به هوا ما رو محتاط كرده

فداي سرت مادر 

تو فقط بگو و بخند و پايكوب....

خداي مهربانم شكرت كه جز شكر نتوانستم چيزي بگويم

مي دانم حكمت تو هميشه در مدار صلاح ما بندگان مي چرخد

______________________________

حاصل كلي زحمت درس هام در لبتاب بود كه رفت، دوستان در اسرع وقت بك آپ تهيه بفرماييد

تا مي توانيد احتياط كنيد چون دزدان دو در را شكسته بودند

اگر صدا شنيديد سربع به ١١٠ زنگ بزنيد چون سارقان مسلح هستند

ان شاالله خداوند پست و پناه همه مان باشد

البته الان به لطف همسر گرامي صاحب يك لبتاب سفيد خوشگل شدم.......

 



موضوع : روشا نوشته هایم
تاريخ : جمعه 20 تير 1393 | نویسنده : مامان روشا
بازدید : 27 مرتبه

ماه مهربان رمضان تند تند می گذره حالا که به لطف خدا این فرصت رو دارم که خونه باشم و وقتم رو بیشتر با روشا بگذرونم خیلی  خیلی خوشحالم.

ماه آمرزش و ماه آزمایش و ماه قیام، کاش روز آخر این ماه عزیز شرمنده اش نشیم.

یکی از لطف های این ماه به من اینکه برای نماز ظهر به مسجد می ریم، واقعا فکر نمی کردم روشای من مثل خانم ها کنارم بشینه و نماز بخونه، بچه هایی که می یان با این که همسن روشا و بزرگتر هستن مسجد رو می ذارن رو سرشونن ، روشا می گه مامان چرا اینها نماز نمی خونن؟ مگه پسر ها نباید برن پیش بابا ها؟؟

با اینکه عاشق بازی با بچه هاست تو مسجد اصلا بازی نمی کنه با اون چادر گل گلیش خیلی خیلی شیرین میشه.

تقریبا تمام کارهای خونه رو با هم انجام می دیم از نظافت و ظرف شستن تا خرید و گرد گیری و ....

هر غدایی که دوست نداره بخوره میگه مامان من روزم نباید تا اذان بخورمزبان

 روز 17 تیر تولدش باباش بود و من روز قبل براش هدیه خریدم آوردم خونه روشا دید براش توضیح دادم نباید الان کادو رو بدیم باید فردا سوپرایزش کنیم و ....

تا بابا اومد خونه دوید دم در "بابا مامان و من برات کادو خریدیم سوپرایزت کنیم"خسته

همون شب رفتیم نمایشگاه قرآن که تو موزه دفاع مقدس بود ، بر خلاف هر سال خیلی خیلی بزرگ بود و ما حسابی گشتیم .

نمایشگاه عالی بود

بخش کودکان کلی کتاب ها و نرم افزار های خوب داشت که جای این بازی های عجیب و غریب و خشن رو می گیره و کلی مسابقه و سرگرمی برای بچه ها که روشا کلی جایزه گرفت.

تا روشا وبابا سرگرم بودن منم دل سیری از کتاب گردی هام درآوردم و کتابهایی که می خواستم خریدم.

البته ما کمی دیر رفتیم که بعد 2ساعت داشت بسته می شد وقت نشد کل غرفه ها رو بازدید کنیم.

اینم چنتا عکس از روشای نازم

روز های آخر آبله مرغان

گرد گیری اتاق خودش

قربون ظرف شستنت برم من

از دستش ناراحت بودم این نقاشی کشیده میگه مامان برای تو کشیدم منو ببخشی ....

نمایشگاه قرآن

جایزه های روشا

کارهای هنری روشا در نمایشگاهخندونک

رمضانتان پر رحمت



موضوع : روشا نوشته هایم
تاريخ : شنبه 14 تير 1393 | نویسنده : مامان روشا
بازدید : 77 مرتبه

از همون موقعی که توی مدرسه کار می کردم از این عروسک های باربی بدم می یومد، اون موقع هیچ شناختی روی تاریخچه و هدف ساختشون نداشتم اما از نوع بازی بچه ها با اون ها بدم می یومد، تعویض لباس های جورواجور و آنچنانی حتی لباس زیر!!! وسایل لوکس کوچیک که بیشتر لوازم آرایش بود و بدتر از همه پارتنر این عروسک ها که یه هو برای تنها نبودن اونها ساخته شد...

مدرسه ما یک مدرسه غیر انتفاعی در شمال تهران بود، بچه ها اکثرا اسباب بازی های لوکس داشتن و روزهای چهارشنبه می تونستن بیارن مدرسه بازی کنن

البته بعد از گم شدن کفش یکی از این باربی ها و جنجال درست کردن اون بچه و مادرش که ما این عروسک رو از فلان کشور خریدیم و ... من تو کلاسم آوردن اون هارا ممنوع کردم، اما می دیدم بچه ها با چه شعفی از وسایل تازه عروسک هاشون حرف می زنن.

از همون موقع ها تصمیم گرفتم وقتی بچه دارشدم روی انتتخاب وسایل بازی برای دخترم حساس باشم .

تولد یک سالگی روشا دوست عزیزی یک عروسک باربی آنچنانی هدیه آورد، اسمش گابریل هست(حتی بچه ها نمی تونن براش اسم انتخاب کنن) و سه دست لباس هم داره با وسایل جانبی مثل لباس شنا و لباس رقص و لباس راحتی... این عروسک توس ساک دستی کوچکی رفت بالای کمد روشا و سال های بعد هم چنتا دیگه باربی رسید...

نمی دونستم باید با این ها چه کنم نه دوست داشتم به کس دیگه ای بدم چون فکر می کردم خوب این ها برای همه بچه ها بده نه دلم می یومد خراب کنم و بیاندازم دور همون طوری اون بالا بود.........

تا روز اساب کشی که توی اون شلوغ پلوغی که روشا به همه چیز سرک می کشید این رو پیدا کرد

خلاصه تا اومدم به خودم بیام دیدم میگه وای مامان منم باربی دارم!!!!!!

خیلی تعجب کردم اما بعد دیدم به هر حال دست درو همسایه دیده بچه اما هیچ وقت نخواستشون

گفت مامان خریدی من یاهاشون بازی کنم؟

گفتم ببین با این بیچاره ها که نمیشه بازی کرد به نظزت باید چیکارشون کنیم؟

گفت مامان این ها بزرگن چرا روسری ندارن؟؟؟؟

گفتم چون ما باید براشون درست کنیم و با پارچه براشون روسری و چادر بریدیم و کلی سرگرم شدیم

خدارو شکر همون یک بار بود و من بعد همه رو دوباره جمع کردم اما می دونم تو مهد کودک ها و دست همه دختر بچه ها هست و باز روشا این ها رو می بینه...

چقدر خوب میشد به جای خرید هر چیزی کمی به عواقبی که برای بچه مون داره فکر کنیم.

این هم باربی های محجبه ما



موضوع : روشا نوشته هایم, برای خودم
تاريخ : شنبه 7 تير 1393 | نویسنده : مامان روشا
بازدید : 30 مرتبه

شبی که تب داشته باشی خواب به چشم مامان و بابا حرام می شود مخصوصا بابای مهربان که تاصبح مدام وضعیتت را بررسی می کنه ...

نگرانی زمانی تشدید می شود که دانه های سرخ آبدار روی سر و بدن سیندختم می روید..

تشخیص مامان جون و مامانی همزمان آبله مرغان بود

و تاکید اکید به محافظت از چشم ناپاک و گفتن مبارک باشد...خنده

آخه من چگونه چشم ناپاک را از پاک تشخیص دهم؟؟؟؟؟عینک

شکر خدای بزرگم انگار خفیف است اما سوزش و خارش داردخطا

سیندختم که از آبله مرغان ذوق زده شده و مدام خود را توی آینه می بیند و با افتخار دارو می خوردچشمک

خلاصه این قدر ما با این آبله مرغکان خوب و محترمانه برخورد کردیم که نگو......

 

 



موضوع : روشا نوشته هایم
تاريخ : جمعه 6 تير 1393 | نویسنده : مامان روشا
بازدید : 29 مرتبه

این روزها حس دیگه ای دارم، انگار دنیا می خواد به شکلی اون وجهه خشونت خودش رو بهم نشون بده

به منی که همیشه نیمه پر لیوان را دیده ام ، نیمه ای که من درگیرش نبودم، نیمه ای که گاهی اصلا فکر می کردم نیست، فکر می کردم کل لیوان دنیای من پر است...

همیشه فکر می کردم اینکه خدا در قرآن بزرگش گفته ما انسان رو در رنج آفریدیم، یعنی چی؟؟؟ درکش اصلا تو حوصله من نبود

حوصله من پر از کلاس ها و کتاب های مثبت اندیشی و کلام تو عصای معجزه گز توست بود

دنیای من همه اش خوب بود و غصه که می یومد یه جورایی سرکوب میشد و عقب رانده می شد، همیشه راحت صورت مسئله پاک می شد

دنیای من یک خدای خیلی خیلی مهربان داشت که اصلا در فکر مجازات و عقوبت نبود که حتی آدم بد هارو دوست داشت

تو دنیای من دین باید می بود اما خیلی خیلی شخصی، فقط برای خودم، چه کار دارم کی چی می گه؟ کی چیکار می کنه؟ من باید با عقایدی زندگی می کردم که نمی دونستم چرا هستن و به ناچار یک سری رو قبول می کردم و یک سری از نظرم دست و پا گیر می یومد

نمی دونم چرا امشب که 5روز از تابستان می گذره دارم به این چیزها فکر می کنم؟

نمی دونم چرا دارم به خودم نگاه می کنم؟

اما دوست دارم...بنویسم....انگار دگردیسی داشته ام....حسی شبیه همون غورباقه معروف که می تونه تو خشکی هم بیاد می تونه حداقل با یک دنیای دیگه آشنا باشه حتی اگه از اون دنیای بزرگ یه برکه ببینه و چنتا درخت......

چند روز به ماه مهربان رمضان باقی ست

ماهی که همیشه نقطه عطف زندگی ام بوده

ماهی که نعمتش رو در حق من تموم کرده....

باز هم از دنیای قبلی و فعلی ام می نویسمفرشته



موضوع : برای خودم
تاريخ : چهارشنبه 28 خرداد 1393 | نویسنده : مامان روشا
بازدید : 40 مرتبه

وقتی عکس های بچگی هاتو می بینم دلم تنگ می شه، اون روزهایی که همش بغلم بودی، هر کاری می کردم فقط با دست راست انجام می دادم چون تو روی دست چپم بودی و اگخ زمین می ذاشتمت بنای گریه ات بلند می شد...

اون روزهایی که از شیره جونم می مکیدی و با نگاه قشنگت بهم آرامش می دادی

اون روزهایی که خیلی خیلی بیشتر می فشردمت و بوی شیرین بدنت تمام خیالم رو می گرفت...

اما این روزهاهم شیرینی های بی پایان خودش رو داره....

شیرین زیونی های هر روزه

مهربونی های باورنکردنی

شیطنت های مکرر

امروز سه سال و هفت ماه و بیست روز از اومدن قشنگت گذشت

دوست عزیزم مامان آریای گل بهم یادآوری کرد  امروز 7بار محمد رسول الله بگی

منم گذاشتم موقع خواب که با هم سوره می خونیم بهت بگم که برخلاف هر شب سریع خوابت برد و من الان کلی پشیمونم زودتر بهت نگفتم(احساس خسران می کنم)

البته تو ساعت هشت و بیست دقیقه صبح دنیا اومدی ان شالله فردا صبح زود با هم می گیم...

 



موضوع : روشا نوشته هایم
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 20 صفحه بعد
درباره وبلاگ

الحمد الله رب العالمبن روشای عزیزم 8/8/89 توی بیمارستان پاسارگاد تهران پا به این دنیای قشنگ گذاشت و زندگی من و باباش رو قشنگ تر کرد.

موضوعات
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
صفحات جداگانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 57 نفر
بازديدهاي ديروز : 120 نفر
بازدید هفته قبل : 57 نفر
كل بازديدها : 54441 نفر
امکانات جانبی
KoodakMedia.com


كد ماوس

آیه قرآن